Online Bookshop  |  Buy Books Online - Textbook Specialists - The Co-op
عرضه محصولات فرهنگی ، برگزار کننده نمایشگاه های کتاب در مدارس ، ادارات، سازمان ها

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از تایمز کلنیست، آلیس مونرو دیروز، سه شنبه در حالی که در کانادا بود، با غرور دخترش را در استکلهم در حال دریافت جایزه نوبل خود تماشا کرد و پس از آن درباره زندگی اش به‌عنوان یک نویسنده، زمانی که یک دختر کوچک بود و در مناطق روستایی اونتاریو بزرگ می شد و نیز انتظارات «نامعقول» اش حرف زد.

این چهره افسانه‌ای داستان کوتاه کانادا در این باره به کانادا پرس گفت: انتظار داشتم روزی مشهور باشم و این احساس به آن خاطر  بود که من در شهری بسیار کوچک زندگی می کردم که در آنجا هیچ فرد دیگری از  چیزهایی که من خوشم می آمد ـ مانند نویسندگی ـ خوشش نمی آمد،  فکر کردم  روزی به نوشتن کتاب خواهم پرداخت و این اتفاق هم افتاد. این تنها راهی بود که انسانی متفاوت می توانست این کار را انجام دهد، چون من به هیچ وجه نمی دانستم  چطور می خواهم به این هدف دست پیدا کنم. اما  همیشه برای خودم داستانسرایی می کردم و روزی فکر کردم که می توانم این داستان ها را برای مردم هم تعریف کنم.

مونرو تنها چند ساعت بعد از پخش مراسم نوبل این حرف ها را زد. جنی مونرو به جای مادرش در آیین اهدای جایزه حضور داشت، چون حال مونرو به اندازه کافی برای شرکت در این آیین خوب نبود. مونرو گفت: من خیلی به جنی افتخار کردم. فکر می کنم این اتفاق فوق العاده است. این چیزی بود که هرگز حتی خوابش را هم نمی دیدم که اتفاق بیفتد، به همین دلیل هنوز هم شوکه هستم، اما اتفاقی واقعا خوشحال کننده است.

جنی مونرو که در سالن کنسرت هال استکهلم حضور یافته بود، هنگام دریافت جایزه از طرف مادرش با تشویق خارق العاده حاضران که همگی ایستاده بودند مواجه شد. او در حالی‌که مدال نوبل، دیپلم افتخار و مبلغ 1.2 میلیون دلار جایزه نقدی را از دستان پادشاه کارل شانزدهم گوستاف سوئد دریافت می کرد به حاضران ادای احترام کرد.

مونرو 82 ساله انتظار نداشت که آیین تا این حد باشکوه باشد. او در حالیکه لبخند می زد گفت: فکر می کنم هر کانادایی از چنین شکوه و جلالی حیرت زده شود. اما فکر می کنم این کار کاملا تاثیر داشت. من به هیچ وجه از اینکه به استکلهم نرفتم پشیمان نیستم چون فکر می کنم حضور در این آیین خیلی جالب است، اما به نظر می رسد که به مقدار زیادی استقامت نیز نیاز دارد.

در سخنرانی تجلیل قبل از اهدای جایزه ادبیات، مونرو به عنوان نویسنده‌ای معرفی شد که به طرز «حیرت آوری دقیق» است و «معمولا می تواند در سی صفحه حرف هایی را بزند که یک رمان نویس معمولی در سیصد صفحه می زند».

پیتر انگلوند دبیر ثابت آکادمی نوبل در سخنرانی‌اش گفت: مونرو درباره مردمی می نویسد که معمولا به عنوان مردم عادی شناخته می شوند، اما هوش، همدردی و قدرت خارق العاده درک او به وی این اجازه را می‌دهد که به زندگی آن‌ها وقار قابل توجهی ببخشد. در آثار وی همه خاصیت های بی بدیل و حقیر در کنار خاصیت‌های خارق العاده و ژرف قرار می گیرند، اما  این چیدمان، هرگز به قیمت ایجاد تضاد شکل نمی‌گیرد. اگر تا به حال به شکل دادن یک داستان  درباره غریبه هایی که در اتوبوس می بینید، فکر نکرده‌اید، بعد از خواندن آثار آلیس مونرو این کار را می کنید.

اوایل امسال مونرو گفته بود که دیگر به نویسندگی نمی پردازد، اما بعد از اعلامیه نوبل اشاره کرد که ممکن است چیزهای بیشتری برای گفتن داشته باشد. با این حال روز سه شنبه به نظر می رسید که این بخش از زندگی او به پایان رسیده باشد. مونرو گفت: من از نوشتن دست برداشتم. فکر می کنم این در ذهن خودم مساله ای همیشگی باشد چون از زمانی که یک کودک بودم به نوشتن پرداختم و آن ایده های عجیب را در ذهنم داشتم. و قبل از اینکه به بیست سالگی برسم شروع به چاپ کردن کارهایم کردم، بنابراین، مدت زیادی است که این کار را انجام می دهم و حال کاملا احساس رضایت می کنم.

مونرو سیزدهمین زنی است که جایزه ادبیات نوبل را دریافت کرده‌است و نخستین نویسنده کانادایی است که به این افتخار دست می‌یابد. او همچنین یکصد و دهمین برنده نوبل ادبیات است. وی در گذشته به خاطر تمامیت آثارش جایزه من بوکر و همچنین دو جایزه گیلر اسکاتیا بانک را برای رمان های «عشق یک زن خوب» در سال 1998 و «فراری» در سال 2004 دریافت کرده بود. از جوایز دیگر او می توان به سه جایزه ادبی فرماندار کل برای «رقص سایه های خوشحال» در 1968، «فکر می کنی که هستی؟» در سال 1978 و «پیشرفت عشق» در سال 1986، جایزه نویسندگان مشترک المنافع، جایزه افتتاحیه ماریان انگل و جایزه محفل منتقدان کتاب ملی آمریکا نیز اشاره کرد.

مونرو که در سال 1931 در جامعه کشاورزی جنوب غربی اونتاریو در وینگهام به دنیا آمد، بعدها همراه همسرش جیم مونرو به ویکتوریا رفت و صاحب سه فرزند شد. این زوج در نهایت از هم جدا شدند و او به اونتاریو بازگشت. مونرو سپس با جرالد فرملین ازدواج کرد که اوایل امسال درگذشت.

زمانی که از او پرسیدند  برای جشن گرفتن نوبل در روز سه شنبه چه کاری انجام می دهد، این نویسنده که خیلی در رسانه ها ظاهر نمی شود گفت که می خواهد به آرامی پیش برود. او گفت: زمانی که ازهمه این مسایل عبور کردیم می توانم درباره جشن گرفتن فکر کنم.

با این حال او قبول داشت که جایزه نوبل پایانی بجا برای مسیر حرفه ای نویسندگی اش بود. او اضافه کرد: همینطور فکر می کنم. دیگر نیازی ندارم تا منتظر چیز دیگری باشم. این بسیار فوق العاده است.  بیشتر احساس می کنم خسته ام و می خواهم زندگی دیگری داشته باشم، زندگی ای که خیلی آرام بخش تر از این باشد.

My Profile

پـروفـایـل مـن

آیتم های سبد خرید شما:

x

Edit Items
Offers & Promotions on Books and

کتـاب هـای عمـران و معمـاری

خبـرگـذاری هـا

آنتـی ویـروس

سایت کتاب های خارجی